![]() |
![]() |
|
| اول یار اخر یار |
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
كاش مي دونستيم تو زندگي تقاص چي رو داريم پس مي ديم؟ ديشب مخاطب من براي صحبت خدا بود.خدا روي ليه ي ماه نشسته بود و
هي نگاه مي كرد.مي دونستم گوش خدا از شنيدن صداهاي چرا چرا و ا
يكاش بنده هاش پره.اما من نمي خواستم بگم چرا براي من اينجوري و ا
يكاش اونجوري.گفتم: خدا اگه تو نخاي خورشيد طلوع نميكنه.اگه تو
بخواي شب ميتونه تا قيامت باقي بمونه.خب تو كه اين همه ميتوني مگه
چيزي از جبروتت كم ميشه كه به ما بنده ها تفهيم كني چرا؟درسته كه هر
خاكي تو سرمون مي كنيم خودمون ميخوايم.اگه رفتيم عرش خودمون
خواستيم اگه خورديم به فرش خودمون كرديم.ولي خدا والا غيرتا بيا
بگووقتي سعي كرديم به اصول زندگي پايبند شيم و خواستيم زندگي رو ا
سون بگيريم چرا جواب خوبي هامو به خاك سياه نشستن شد؟خب اينكه
من بخوام تو دليلشو برام بگي كه ديگه نه ارزوي ماديه نه جاني نه چيزي
فقط يه خواهشه.چرا بنده هات به هم خوبي ميكنن جوابشونو اينجوري
ميدي؟ كسي كه دزدي ميكنه ادم ميكشه و خلاف ميكنه بايدم مجازات شه
ولي ما كه دزد و قاتل نبوديم جرممون خوبي زياد به بنده هات بود. من از
بنده هات خوبي نمي خوام. اما بگو چرا بايد اينجوري بشه.خدا ماشين و
پول رياد خونه ازت خواستيم. ارزوي محال و بهشت برين ازت خواستيم.
فقط ازت سلامتي خواستيم. اگه خواهش زياديه اونم ديگه ازت نمي
خوايم.فراموشمون كردي؟ تركمون كردي؟ دوسمون نداري؟ لايق بندگيت
نيستيم؟ چي شده خدا؟ چرا اينجوري گذاشتي برامون؟خدا فقط نگاه مي
كرد و هيچي نمي گفت!خواستم تو قلبم صداشو بشنوم ولي خبري
نبود.صدايي نميومد.سرمو بلند كردم و نگاهت كردم.تو چقدر بزرگ و
مهربوني خدا.خدا چرا جوابمو نميدي؟باشه اصرار نميكنم ادم كه نبايد به
زور از تو چيزي بخواد.اميد دارم اونقدر هم پست و نازل نباشيم كه به
جهنمت هم راه نداشته باشيم.ولي ... خالق مهربون به خودت قسم ما به
بنده هات خوبي كرديم و زهر به وجود و ريشه مون ريختند.نمي خوام اين
زهري كه مارو چزونده درمان كني فقط مي خوام بدونم چرا جواب خوبي
به بنده هات اينه...؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به یک درخت نارون سبز و بر افراشته قامت در اونطرف دنیا تقدیم شده.
مژگان سیاهش کرد هزاران رخنه در دینم. |
|
RSS
|