![]() |
![]() |
|
| اول یار اخر یار |
|
چی می شد دست منو تو همیشه تو دست هم بود از ما هر چی که می گفتن واسه ی عاشقی کم بود چی می شد می سوخت دلامون واسه التماس سیبا چی می شد دنیا رو یک شب بسپریم دست غریبا چی می شد منو تو یک شب ببری به زیر بارون حتی به قیمت مرگ عزت و آبروهامون من خودم دیدم ستاره نور نداره بی فروغه تو اصلا دوسم نداشتی هر چی که گفتی دروغه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به یک درخت نارون سبز و بر افراشته قامت در اونطرف دنیا تقدیم شده.
مژگان سیاهش کرد هزاران رخنه در دینم. |
|
RSS
|