![]() |
![]() |
|
| اول یار اخر یار |
|
شکست عهد منو گفت هر چه بود گذشت
به گریه گفتمش آری ولی...چه زود گذشت بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
تا نیاز آدمی جوشد از بیدار
ای بهار نامبارک مقدمت ناشاد من کدامین دست ها را بفشرم با شوق تا بگویم عیدتان اینک مبارک باد نمی دونی چقدر دلم تنگه برای دیدنت برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به یک درخت نارون سبز و بر افراشته قامت در اونطرف دنیا تقدیم شده.
مژگان سیاهش کرد هزاران رخنه در دینم. |
|
RSS
|